نشدن های من

دل نیست که ، خاکستر همه ی آتش هایی است که از دوست به جا ماند چون پایی

برای بند شدن نداشت به فرو افتادن پلکی رفت .

درد که نیست ، حسرت تمام آرزوهایی است که در ذهنمان هزار بار شد و در دنیایمان

یکبارهم نشد .

سکوت که نیست ، ترس شکستن هزار فریاد فروخورده است که از ترس شاد شدن

دشمن سالهاست فرو خوردیم.

زمان که نیست، ضربه های فخر تقدیری است که از تو بسیار قوی تر است ، می تازد و

می رود .

----------------------------------------------------

با تمام این نشدن ها ، نبودن ها ، کم بودن ها ، میخواهم عاشق بمانممممممم

دستامو رها نکن ....

/ 0 نظر / 12 بازدید