باز همه چی قاطی شده . دستم ب کاری نمی ره . یکی باید بیاد منو جمع کنه.

از بزرگ بودن خستم . از بودن خستم . از همه چی .

چرا آدما دیگه شاد نیستن . چرا خندیدن انقدر سخت شده .

هوا تاریکه . در قفله ولی من حس می کنم کسی اینجاس

می ترسم

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
شهریار آذری

سلام میخواهی تاریخچه ی کشتی کج رو بدونی؟ مسابقه زیبا دانلود کنی؟ تبادل لینک کنی؟ بازدید وبلاگتو زیاد کنی؟ نتااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایج کشتی کج رو چک کنی؟ مطلب های جذاب ... وبلاگ تو که قشنگ بود سلیقه ی خودته؟ باورنکردنیه یه سری هم به ما بزن ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کامنت گذاری آنلاین در وبلاگ ها با بلاگــ لیچ : http://www.blogleech.com

لیموترش

سلام چرا دوباره بهم ریختی؟ داشتی با خوشی زندگی تو می کردی؟[ناراحت][گریه] فکر نکنم قلبت ایرادی داشته باشه. همه ش زیر سر اعصابته. داغونه خودشو با هرجور دردی نشون می ده. دلم می خواد یه کاری کنم که آروم شی. بگو چیکار کنم؟

نیل

نرگسیوس آدم بزرگ بودن خیلی ترسناکه

لیموترش

سلام کجایی؟ حالت چطوره؟ چرا خبری ازت نیست؟