شاهکار گل کاغذی

من اینجا نشستم که خورشید بتابه

نشستم که شاید یه ابری بباره

یه روزی ، یه جایی ، یکی باز بخنده

دیگه هیچ کسی باز به غم دل نبنده

من اینجا نشستم که " تایی " نباشه

میون دلامون جدایی نباشه

نوشتم به هر جا خدای من و تو

به جز مهربونی خدایی نباشه

از خودم چشمکمژه

/ 1 نظر / 14 بازدید
رامین

جدایی سخته واقعا