یه روز خیلی بد

نمی دونم این خوبی دنیا هست یا بدیش که هیچ کس خبر از حال طرف مقابلش نداره

هیچ کس دقیقا نمی دونه طرف مقابل درونش چه خبره

امروز هم تموم شد . به سختی . انگار شب نمی شه . انگار ثانیه هاش ساعت ها طول

می کشه که سپری بشن ...

فردا مراقبت دارم . اصلا حوصلشو ندارم . دلم می خواد ب همشون بگم برین قبولین ولی

از حال خودم بیرون نیام . فکر اینکه باید مصنوعی لبخند بزنم و از دیدن همکارام اظهار

خوشحالی کنم حالمو بد می کنه . برای هر کسی ممکنه پیش بیاد .

این بغض لعنتی وسط گلوم نه اشک می شه می آد بیرون نه غم می شه و به دلم می

شینه . مونده تا خفه ام کنه ...

/ 4 نظر / 17 بازدید
سجاد

سلام وبلاگ قشنگي دارين.. ممنون ميشم به انجمنم سري بزنيد و توش عضو شين http://www.forum.no1-phone.ir :) ‌ ‌‌ ‌ ‌‌

aida

دقت کردین آدم تو وبلاگ خیلی راحت تر میتونه حرفشو بزنه؟ تو ف ب احساس میکنی همه میشناسنت. خیلی چیزا ازت میدونن

لیموترش

سلام گل کاغذی من که فکر می کنم اگه می تونستیم درون همدیگه رو ببینیم خفه تر از اینی می شدیم که حالا هستیم. حالا می تونیم غمگین باشیم یا عصبانی یا بی اندازه شاد ولی کسی نفهمه. اما اون موقع حتی مجبور بودیم که برای اینکه کسی نفهمه که ما غمی داریم یا ناراحتی دیگه حتی به خودمون اجازه غمگین بودنم ندیم. دیگه به خودمون حتی اجازه عصبانیت ندیم یا شادی. یک ربات محض تولدتم مبارک. دوست خوبم[گل] به خدای مهربان سپردمت[گل]

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تو که باشی سال ها یک فصلن نه خزان دلتنگی،نه سوز دل سردی،نه آتش بی مهری همه روزها با تو بهار عاشقیستـــــــــــ* خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تو که باشی سال ها یک فصلن نه خزان دلتنگی،نه سوز دل سردی،نه آتش بی مهری همه روزها با تو بهار عاشقیستـــــــــــ* [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز