گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
داشتم تو کلاس درس می دادم . پای تابلو ایستاده بودم که در زدند . 2 تا از معاون های مدرسه بودند بعد از عذر خواهی خواستند که کمی از وقت کلاس من رو برای تعیین نماینده بگیرند . حقیقتش قند تو دلم آب شد . خیلی خسته شده بودم . مدتی می شد که یه ریز حرف می زدم . من هم گفتم خواهش می کنم بفرمایید . معاون محترم بعد از چند تذکر که به بچه ها داد گفت من و خانوم ... اومدیم امروز 2 تا نماینده برای کلاستون انتخاب کنیم . کسایی که کاندید می شن حتما باید چادری باشن و متعهد و مومن . خوب تو کلاس من همش 3 تا چادری بود که یکیشون نمی خواست نماینده بشه . 2 نفر دستشونو گرفتن بالا .من داشتم از خنده می مردم ولی خودمو کنترل کردم . معاون گفت خوب حالا رای می گیریم هرکس با خانوم .... موافقه دستش بالا ! در ضمن خودتم می تونی به خودت رای بدی ( یاد مدرس افتادم) بعد گفت خانوم ... شما چشمتو ببند تا نفهمی کیا بهت رای می دن . خوب این خانوم 14 رای گرفت . خانوم ... شما بلند شو همین کارا برای اونم تکرار شد ! خوب شما 17 تا رای داشتی . همش تعداد شاگردای من 22 نفره و 31 نفر رای داشتیم در حالیکه همش 2 نماینده می خواستیم و همش 2 کاندید هم داشتیم . تو رو خدا کار اینا خنده دار نیست ؟ حالا نماینده ها 2 تا دختر ساکت و مظلوم و بدون ولوم برا یه کلاسی که بچه هاش از در و دیوار آویزونن !!!سالای گذشته معیار انتخاب نماینده معدل اونا بود . با خودم فکر کردم اگه اصلا کس چادر نبود می خواستند به زور تو سر 2 نفر چادر کنن تا نماینده بشن . بعد دیدم اطراف من پر از آدمایی است که برای بدست آوردن موقعیت بهتر و مزایای بیشتر خیلی کارها می کنن که تظاهر به چادر بودن یکی از اوناست
[ شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧ ] [ ٤:٤۳ ‎ب.ظ ] [ گل کاغذی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب