گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
دوره می کنم روزهای عمرم را . از آغاز تا حالا . پیدا نمی کنم . هر چه می گردم پیدا نمی کنم . دنبال زمانی می گردم که برای خودم بوده باشم . ولی نیست . همه اش برای دیگران بودم . من بنده وقف شده ی خدا هستم . نه اینکه ناراضی باشم ولی راضی هم نیستم . فقط می نوسیم خسته ام . به قول فروغ : بر جدار کلبه ام که زندگیست / یادگارها کشیده اند / مردمان رهگذر / شمع نیم سوخته / قلب واژگون ....حالا باز من هستم میان انسانهایی که سردرگم اند بین آرزوهای خودشان و خودی که در آرزوهایشان می طلبند . سعی می کنم درکشان کنم ولی نمی توانم .امروز سنگین شده ام از بار درد هایی که فقط باید تحملشان کنی و فقط خودت هستی که می دانی چقدر تلخند واقعیتهایی که نمی توانی تغیرشان دهی . مثل شب شدن یک روز خوب . حالا تو باز روی دیوار زندگیم بنویس امید وآینده وقتی می روی من کنار هردو آنها یک علامت سوال می گذارم شاید هم یکیشان را پاک کنم . مدتی می شود به پاک کردن فکر می کنم اگر تو بودی کدام را پاک می کردی امید را یا آینده را ؟؟ یک دوستی داشتم که می گفت باید ببینی چقدر در جیبت پول داری آنوقت می فهمی چقدر در جامعه وزن داری . چقدر قشنگ می گفت . من از بی وزنی ام راضی ام . از اینکه تمام باورهای خودم را با این ترازوی منحصر به فرد وزن نمی کنم ولی شعار هم می دهم چون می دانم بدون پول هویت انسانها معنا ندارد. وقتی زیاد می نویسم یعنی درون نا آرامی دارم . دست به دامن چه کسی شوم تا لحظه ای آرامش بر من ببخشاید ؟
[ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ گل کاغذی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب