گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی

عجب شاخه گل وار به پایم ش ک س ت ی

قلم زد نگاهت به نقش آفرینـــــــــــی

که صورتگری را نبود این چنینی

پریزاد عشقو  مه آسا کشیدی

خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی، چه خوش باورم من

شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بیتاب

تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب

قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی

تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی

همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت

به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظه ناب

که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

تو هر شام مهتاب به پایت شکستم

تو از این شکستن خبرداری یا نه؟؟؟

هنوز شور عشقو  به سر داری یا نه؟؟؟؟

هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری

من اون ماهو دادم به تو یادگاری

 

پ ن : با این ترانه داریوش چقدر خاطره زنده شد . گریه

[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ گل کاغذی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب