گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

اولين قرارشان در دنيای واقعی بود!

پسر لبخندی مصنوعی بر لب داشت و دختر از ته دل شادمان بود....

پسر از عشق مصنوعيش می‌گفت(؟) و دختر به خوشبختی‌ای که در انتظارش

 بود فکر می‌کرد...

پسر اما گلی طبيعی با خودآورده بود، به جبران همه‌ی تصنعی که دروجودش

 بود!

و دختر، يک شاخه گل مصنوعی، به اين اميد که تا آخر عمر، لحظه‌ی خوش

 اولين ديدار را برای او زنده کند!

[ سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٤ ] [ ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ] [ گل کاغذی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب