گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

همین که می خواهم بروم زمان می ایستد ، همین که می

خواهم بمانم زمان می گذرد.

من که همه ی ثانیه هایم به پایان ختم می شود چرا باز

 تلاش می کنم بمانم؟

کسی نمی داند شاید هنوز آرزویی پشت این ثانیه ها باشد شاید

حسرتی ، شاید...

من که با ثانیه های زندگیم مهربانم کسی می داند این ثانیه ها

چرا با من سر جنگ دارند؟

 چرا این ثانیه های تنهایی قرن ها طول می کشند .

حالا که پای همه ی نرسیدن های روزگار رسیدم ،من که صبوری

می کنم

 حالا این روزها باز هم مرا به آرزوهایم نرسانند . غمی نیست

وقتی آدمها می توانند دستانم را در نهایت نیاز رها کنند ...

 وقتی می توانند تنهایم بگذارند... وقتی می توانند ...

 چرا به خودم تکیه نکنم ؟ حتی اگر روزی هزاربار فرو بریزم 

 

[ دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ گل کاغذی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب