گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

امروز با شاگردام رفتیم کاخ موزه ی سعد آباد . خیلی خوش گذشت . خیلی دوست

داشتمجایی رو که شاه و بانو فرح زندگی می کرد رو از نزدیک ببینم . دوست داشتم

محل کارشونو محل خوابشونو ، جایی که با مهمانها صحبت می کردند رو ببینم .

وقتی داخل کاخ شدیم انگار تمام صحنه هایی که از شاه دیده بودم تو تلویزیون جلوی

چشمم اومد . جایی که بختیار دست شاه رو می بوسید . محل تاجگذاری بانو فرح و ..

داخل کاخ شدیم . چقدر حالم گرفته شد . از اونهمه شکوه هیچ چیز نمونده بود جز یه

تخته فرش مندرس که دورشو مثلا حصار کشیدند و یه چند تا تخته به عنوان مبل . چند تا

تابلو اثر هنرمندان روس که معلوم بود هدیه بود و دیگر هیچ . واقعا هیچ . توی کاخ شاه

آسانسور زده بودند . عین تخریب فرهنگ . زده بودند دیواراشو خراب کرده بودند تا یه

آسانسور دربیارن . البته برای استفاده خودشون نه بازدیدکنندگان . کف زمین و پله ها

اونقدر کثیف بود که نگو .

بیرون اومدیم یه کالاسکه بود . شاگردام رفتند باهاش عکس بندازن . خانومی گفت 4

هزار تومن باید بدید !!! بچه های منم غمگین برگشتند . رفتم پیششون گفتم من از

همتون جوری عکس میندازم که کالاسکه هم بیفته خانومه هم نفهمه ! کلی ذوق

کردند . بعد از مراسم عکاسی یکی از شاگردام از اون خانومه پرسید این کالاسکه چرا

اسب نداره؟ یه آقایی که اونم معلم بود گفت اسبشو رفسنجانی برده . شاگردم پرسید

چرا گاریشو نبرده ؟آقاهه گفت گذاشته احمدی نژاد ببره...

 

 

[ شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ گل کاغذی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب