گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

به تماشا سوگند

به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه ای در خطر است ...

***********************

 حالا بگو چه کنم ؟ مانده ام میان هزار توی این روزها که سخت میگذرد . باز به وعده

های تو زنده ام . باز پشت درهای بسته ی امید نذر حاجتم کرده ام . این درها که باز

نمی شوند . باز نماز صبر می خوانم . تو که جای من نیستی نمی توانی هم باشی

نمی دانی چقدر وقتی در مقابل تو حرف می زنم حس بدی دارم . حس می کنم که

تو از روی عمد می خواهی این وضع ادامه داشته باشد . حس می کنم تو نمی خواهی.

باز حرف هایم را در اوج حقیقتش کوتاه می کنم . تو که میدانی همه اش دردهایی

است که درون خون من است حالا فریادش بزنم که چه ؟

این روزها زیاد حس می کنم که تمام شده ام . تمام برای همه ی چیزهایی که خواستم

برای لحظه ای شادی تو  باشم . حالا نگاهم کن . از تو بسیار رنجورم . چگونه دلم را

بدست می آوری؟

 

 

[ سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ٥:۳۸ ‎ب.ظ ] [ گل کاغذی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب