گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
انتظار

فکر کنم انتظار یه کلمه ای هست ک از برزخ ب دنیای ما زمینیا اومده . مثل کلافگی بعد

از زدن آمپول تهوع می مونه . نه درد داری نه بی دردی . نه می تونی بیکار بمونی نه

توان انجام کاری رو داری.

انتظارم از همون جنسه . عین خوره می افته به جونت و ثانیه های زندگیتو می بلعه.

بعد یه روز یه اتفاق بهت نشون می ده چقدر عمر صرف اتفاقی کردی ک اصن قرار نبوده

بیفته و حسرت می خوری چون یه بازنده ای.

هممون تو زندگیمون منتظر بودیم . منتظر یه آدم یه اتفاق یه خبر .خیلی ها تو همین

انتظار بودن که مردن و تموم شدن . خیلی ها رو همین انتظار کشته.

انتظار برای زدن یه تلفن از طرف یه کسی یه اس ام اس یه نشونه ک برگرده یه خبر

یه چیزی ک حتی دروغ ولی بهمون بگه ک کسی اون طرف انتظار ما داره مثل ما انتظار

می کشه.

کسی رو منتظر نزاریم . انتظار از سیاق دنیایی ها نیست سوغات برزخه ک یه روح بیمار

یه روز از آزادیش استفاده کرده و ب دنیا آورده. انتظار یه جور عذاب کشیدنه . کسی رو

عذاب ندید .


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢ ساعت : ۸:٥٥ ‎ب.ظ | نظرات ()

 

دارم کتاب می خونم که مامانم می گه بیا مناظره شروع شده . کتابم جذاب تره . می گم

دارم کتاب می خونم تو گوش بده .چند دقیقه بعد کانال عوض می شه ...

چند ساعت بعد می رم جلوی تلویزیون کانال ها رو زیر و رو می کنم . هنوز مناظره ادامه

داره . از سال 88 ب این طرف مجموعا ده بار شبکه داخل رو ندیدم . ده بار هم اغراقه.

قیافه هاشونو نگاه می کنم و مناظره مسخره شونو . برای یه پست نصفه نیمه که در

محبوبترین حالت می شه تدارکات چی ب چه رذالتی تن دادن . مناظره مسخره...

هر وقت که میام نت یه چیزی تو سرم زنگ می زنه شاید فردا نتونم بیام . شاید فردا

نتونم بنویسم ، بخونم . شاید فردا دنیای مجازیمون از ریشه و بن ویرون بشه.

حالا انگشت اتهام همشون رو به همون کسی هست که کمی پیش تا زانو جلوش خم

بودن .


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٢ ساعت : ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نظرات ()

 
این چه قانونیه که همیشه عزیزترین ها کاری ترین ضربه ها رو می زنن؟

بعد تو ساکت می شی، بغضتو می خوری و می گی اشکال نداره و سعی می کنی یادت بره.

این چه حکمتیه که همیشه کسی رو دوست داری که دیگری رو بیشتر از تو دوست داره؟

بعد تو مجبوری یواشکی دوسش داشته باشی جوری که حتی خودش نفهمه.

این چه رازی هست در رفتن انسانها که بعضی راه ها را هرچقدر بری نمی رسی و بعضی راه

ها را هر چقدر نخواهی بروی برده می شوی؟

برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : شنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٢ ساعت : ٢:٥٥ ‎ب.ظ | نظرات ()

هیچ

تحمل روزهای تکراری راحت تر از تحمل روزهای سخت تر هست .

انگار صد سال است در یک نامیدی بی نهایتی غرق شده ام .هیچ امیدی . هیچ زندگانی

پشت این پنجره جز هیچ بزرگ ، چیزی نیست .


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : جمعه ۳ خرداد ۱۳٩٢ ساعت : ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب