گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
بازنشستگی

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

چند روزه این شعر افتاده تو دهنم . هر روز هفته جز شنبه  ها سرکلاسم . خیلی خسته

کنندس . هی می شینم می شمارم کی باز نشسته می شم .می بینم یه عالم دیگه

مونده . پیش خودم میگم چقدر کارم سخته . بعضی وقتا پام خیلی درد می گیره .

بعضی وقتا نیاز به سکوت و ارامش دارم . بعضی وقتا می خوام تنها باشم یا حتی

مریضم ولی باید به کارم ادامه بدم . توقف و استراحت معنی نداره توش.

یکم وسوسه شدم ارشد بخونم ولی اصن انگیزه ندارم تازگی ها یه گوشه میشینم

و فیلم میبینم . اگرم به حرف کسی گوش بدم نه از ته دل که همینجوریه .

قبلا دلم برا ادما می سوخت دوسشون داشتم ولی الان برام یه سرسوزن هم مهم

نیستن

بخوام حقیقتو بگم چیزای مهم زندگیم اگه خوب فک کنم شاید به سختی به یک یا دو

چیز برسه

 


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱ ساعت : ۸:٢٦ ‎ق.ظ | نظرات ()

بارون

مهر تموم شده ولی هنوز بارون نیومده . زندگیم یه جوری بوی نم گرفته .  دلم بهار می


خواد . دلم نو شدن می خواد . چقدر این روزا شهرمون غمگین شده . مشغله های فکری

همه مردم زیاد شده یه سر همشونم ب مشکل مالی و اقتصادی بر میگرده .


دلم می خواد بارون بیاد .


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ ساعت : ٧:٢۱ ‎ب.ظ | نظرات ()

صبح پاییزی

امروز شنبه است . چند روزیه بد سرما خوردم . اصنم انگار خیال نداره خوب بشه

مریضیم .

اول صبح یه روز پاییزی که من دوست دارم توش عاشق بشم قدم بزنم حرفای

قشنگ بزنم . خلاصه دوست دارم امروز برام به یاد موندنی بشه ...

تازه یه نم کوچیک بارونم زده و خیابونا خیسه . باید زودتر خوب بشم حیفه این روزا

رو از دست بدم


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت : ٧:۱۸ ‎ق.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب