گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
روز قبل تولدم

سلام ای زندگی ، ای ملال بی پایان ...

فردا تولدمه . یه سال دیگه هم گذشت . هیچ حس خاصی ندارم . حسم مثل نشاسته

می مونه . بی طعم بی مزه ...

امروز یه دوست دلم رو شکست . فردا دلم به دنیا می آد یه دل شکسته ...

الان بهش فکر نمی کنم یه روز دیگه شاید بهش فکر کنم .

 


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ ساعت : ٩:٠٥ ‎ب.ظ | نظرات ()

درد دل

سقوط که می کنم ، دو نیم می شوم ...

نمی دونم چرا هر وقت دست به نوشتن می برم همه چی یادم می ره . یادم می ره این

روزا دلم خیلی  گرفته . یادم می ره همه ی آدم ها زودتر بدی کردن رو یاد می گیرن تا

خوبی کردن رو . یادم می ره همه ی آدما دروغ گفتن رو بیشتر از راست گفتن

دوست دارن . یادم می ره پای حرف "خودم " که پیش بیاد همه ی ارزش ها بی ارزش

می شن یادم می ره منم دلی دارم که این روزا بالاجبار دنبال خودم می کشم  مبادا به

جایی بسته بشه .

یادم می ره چند بار به خودم گفتم که صبر کن همه چی درست می شه و درست نشد

یادم می ره چقدر سراغ خدا رو تو تنهایی هام گرفتم . یادم می ره تعداد آدمایی که امروز

بهم دروغ گفتن و منم فهمیدم و به روشون نیاوردم چند نفر بودن ؟

یادم می ره تنهایی رو بیشتر از با هر کس بودن دوست دارم . یادم می ره برا چی اومدم

تو وبلاگم .

 


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠ ساعت : ۸:۱۳ ‎ب.ظ | نظرات ()

سرگیجه

چه حسی داره

 

اگر همسرت یکی باشه ، عشقت یکی دیگه

 

چه حسی داره ، تو نقش اون همسر رو داشته باشی؟

 

چه حسی داره تو ناخواسته نقش معشوق رو داشته باشی؟

 

چه حسی داره تو زندگی تو شرایطی باشی که هر دوتاش باشی؟؟؟


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ ساعت : ٥:۳۱ ‎ب.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب