گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
متن من

در این مکان گند زده

در این برهه منگ آلود

من قدری سکوت

می خواهم که

در آن هیچ نگاهی بر متن من سنگینی نکند

شاید تنها قطره اشکی بر چشم چپ ام

کافی ست تا طناب پوسیده ،هر دوستی را

به قعر یک چاه کثیف

رها کند...

نمی دونم این شعر از کیه ولی جایی کنار اسم " کوایدان"  خوندمش . خیلی

قشنگه ، خیلی زیاد...


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : جمعه ٢٦ شهریور ۱۳۸٩ ساعت : ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ | نظرات ()

تولد مهتا

امروز صبح ساعت 8 بیدار شدم . باید زودتر بیدار می شدم ولی خواب موندم .

گوشیمو برداشتم و با یه صدای دو رگه و کلفت سبیل تا بناگوش در رفته شماره

مهتا روگرفتم .

مهتا بیدار بود داشت چیزی می نوشت . سلام و احوال پرسی  و اصل موضوع :

مهتا جون تولدت مبارک !!!! امیدوارم 1400 ساله بشی که توشم 14 هست نیشخند

امیدوارم آینده پر از لحظات شاد باشه برات ، پر از خوشی و موفقیت ....

 

?؟ مهتا جان تولدت مبارک ?؟


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩ ساعت : ٤:۱٩ ‎ب.ظ | نظرات ()

دوست

آن دوست که عهد دوستداران بشکست

می رفت ...

و منش گرفته دامن در دست

می گفت...

که بعد از این به خوابم بینی!

پنداشت

که بعد از او مرا خوابی هست...

 


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩ ساعت : ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نظرات ()

بدون عنوان

این روزها دردها را بیشتر احساس می کنم . برای بودن در این دنیا چقدر باید درد کشید

به ابدیت نیاز دارم . به یک جور فنا شدن در دنیا .می خواهم تمام زندگیم را جا بگذارم و

با همین لباس تنم بروم دنبال زندگی . زندگی بدون دغدغه بدون اضطراب و ترس از آینده

می خواهم همه ی فکرم را آزاد کنم تا همه چیز را خودش بفهمد بدون کتاب بدون معلم

حس می کنم خودم را زنجیر کرده ام .

من از این بند ها خسته شدم . به رهایی نیاز دارم ، به آزادی ، به پرواز ...

پذیرفتن موجودیتم برایم نوعی درد شده  ،این روزها دردها را بیشتر احساس میکنم ...


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩ ساعت : ٩:٠٠ ‎ب.ظ | نظرات ()

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در دام مانده صید و صیاد رفته باشد


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ ساعت : ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نظرات ()

بیماری

 

دلم از نرگس بیمار تو بیمار تر است

 چاره کن درد کسی کز همه ناچار تراست

گر تواش وعده دیدار ندادی امشب

 پس چرا دیده من از همه بیدار تر است

عقل پرسید که دشوار تر از مردن چیست

  عشق فرمود  فراق از همه دشوارتر است

 *?؟* *?؟* *?؟* *?؟* *?؟* *?؟* *?؟* *?؟* *?؟* *?؟* *?؟*

این روزها حالم خوب نیست بیمارم ...


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩ ساعت : ٥:٢٤ ‎ب.ظ | نظرات ()

یک نفر

همیشه یک نفر زندگی تو رامی سازد . یک نفر خرابش می کند . یک نفر دلت را بدست

می آورد . یک نفر دلت را می شکند .

این یک نفر ها ...

کاش راه گریزی بود از این یک نفر ها .

انسانهای عبوری ، بی احساس ، متظاهر ، دروغگو

دلم از این یک نفر ها پر است . از حرف هایشان از عقیده یشان ، از احساستشان ،

از این که وجوددارن ناراحتم .از جسارتشان بی زارم .از خط هایی که به ذهنم کشیده اند

از ناتواناییشان . از اینکه طبل های تو خالیند .از راحت طلبیشان . از اینکه دلشان روی

چشمشان است و با یک نگاه عاشق می شوند و با یک پلک زدن دل می کنند.

کاش راه گریزی بود ...

از این آدم های مصنوعی و مرده . از قلب هایی که به دروغ عاشق می شوند . از بلا

تکلیفیشان .

همیشه یک نفر هست برای اینکه تو را به گریه بیندازد . یکی برای دوری یکی برای عذاب

یکی برای عشق . همیشه یک نفر هست . چراغ خانه ی ذهن تو همیشه یک نفر را

دارد که به او فکر کند و راه گریزش نباشد ...


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩ ساعت : ۳:٢٩ ‎ب.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب