گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
تو ...

مرا بی تو  ، سببی نیست

به راستی ... صلت کدام قصیده ای

ای غزل؟

ستاره باران جواب کدام سلامی

به آفتاب

از دریچه تاریک؟

کلام از نگاه تو شکل می بندد.

خوشا نظر بازیی که تو آغاز می کنی...

پس پشت مردمکان

فریاد کدام زندانیست

که آزادی را

به لبان بر آماسیده

گل سرخی پرتاب می کند؟

ورنه این ستاره بازی

حاشا  ، چیزی بدهکار آفتاب نیست.

نگاه از صدای تو ایمن می شود

چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی...


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ ساعت : ٧:٠۳ ‎ب.ظ | نظرات ()

بگذر

 قصه گوی پیر شهرم  بگذر آرام از کنارم

در برم منشین برایت قصه ی دیگر ندارم

قصه هایم مرده در من دیگر از افسانه سیرم

روزگاری آمدی تا در کنار من بمانی

کز بر من میگریزد عشق و رویای جوانی

رفتی و لبهای من شد  گور سرد قصه هایم

آمدی تا بار دیگر جان بگیرد غصه هایم

 این زمان افسرده جانی بی پناهم

ای گنه کرده برو من بی گناهم


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٩ ساعت : ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ | نظرات ()

چیزی برای فرداها...

خدایا !

از عشق امروزمان چیزی برای فردا

کنار بگذار

نگاهی ...

یادی ...

 تصویری ، خاطره ایی ...

برای آن هنگام که فراموش خواهیم کرد

روزی چقدر عاشق بوده ایم ...

 

نظر شما نیازمند تایید است


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩ ساعت : ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب