گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
فرصت

زندگی درک همین امروز است ،

 ظرف دیروز پر از بودن توست ،

 شاید این خنده که امروز دریغ کردی ،

 آخرین فرصت همراهی ماست

نظرهای شما پس از تایید نشان داده می شود.


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ ساعت : ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ | نظرات ()

چرا وقتی که

چرا وقتی که آدم تنها می شه

غم و غصه اش قد یک دنیا می شه؟

میره یک گوشه پنهون می شینه؟

اونجا رو مثل یه زندون می بینه؟

 غم تنهایی اسیرش می کنه

تا بخواد بجنبی پیرش می کنه

وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه

غم میاد یواش یواش خونه ی دل در می زنه

یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار

توی جنگل لب چشمه، می نشستیم، من و یار

می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه

دل این آدما زشته، دیگه زیبا نمی شه

اون بالا باز داره زاغه ابرا رو چوب می زنه

اشک این ابرا زیاد ولی دریا نمی شه

 

 

 


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ ساعت : ٧:٥٤ ‎ب.ظ | نظرات ()

دل

هیچ وقت

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد  

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه سیبی 

که به خاطر لرزش دستانم

در زیر آواری از رنگ ها 

ناپدید ماند

این شعر رو قبلا هم نوشتم تو وبلاگم ولی چون امروز اصلا

حال روحیم خوب نبود باز می نویسمش... 


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ ساعت : ۳:٤۸ ‎ب.ظ | نظرات ()

سیزده به در

 

 

   B

 

 

تعطیلات عیدم تموم شد  ناراحت  چه بد . . . گریه

نمی شه سیزده به در رو بندازن وسط تعطیلات؟

آخه همش تو سیزده به در حواسم به روز چهاردهم بود .

به خدا نحوست این 14 از اون سیزده هه بیشتره!!!

مثلا امروز کدوم کارمندی با شوق و ذوق از خواب پا شده و

دست و روشو شسته و مسواک زده وصبونه خورده و ...ابله

که بره سرکار!!! اونم کار مضاعف هیپنوتیزم

خوب منکه هیچ وقت نفهمیدم اینهمه مردم که از صبح تا شب

جون می کنن کدوم سنگوازسرراه چرخهای توسعه برداشتن؟

خلاصه این سیزده به در رو باید از سال دیگه طولانی ترش

کنیم و تا آخر فروردین کشش بدیم (همت مضاعف)...

همچین رشته ی افکارم پاره شد وگر نه حرف خیلی داشتم

دیروز بهم خیلی خوش گذشت فقط وقتش کم بود خیلی کم بود

من نمی دونم چراتوایران همه ی ایام غم 10روزه ایام شادی

یه روزه ؟

مثلا دهه ی محرم دهه ی فاطمیه دهه ی مسلمیه بعد که به

 سیزده به در می رسه یه روزه ! این خیلی ظلمهقهر

 تا سال دیگه و سیزده به در دیگه  شاد باشید


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩ ساعت : ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ | نظرات ()

بیابان

عابربیابان بی کسیم که ازبی کسی خود فریاد می زند...


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩ ساعت : ۸:۳٧ ‎ب.ظ | نظرات ()

روح من

روح من عصیان زده وطوفانــی است

آسمان نـــــگهم بارانیــــــست

غم به اندازه سنگینی عـــالم دارم

غم من صحراهاست . . .

افق تیره او ناپیداست. . .

دیـــگر از این پـــس

منـــم وتـنــــهایی

و به تنهایـــی خود

منتظر معجزه ای غوغایی!

می گریزم به جهانی که

مــــرا ناپـــیداست

شاید آن نیز فقط یک

رویـــاســـت . . .


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩ ساعت : ۱:۳٤ ‎ب.ظ | نظرات ()

پند

نخور آبی که از روی گچ آیه

نگیر یاری که هر سویی در آیه

بخور آبی که از روی گل آیه

بگیر یاری که از جوون و دل آیه

از سخنان پدر گرامی حین خوردن شام


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ۳ فروردین ۱۳۸٩ ساعت : ۸:٥۸ ‎ق.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب