گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
باز پشت آزادی لرزید

متولد نشده مرد ! آرزوی آزادی ! تا می آیم به خودم نوید بدهم که تاریکی در گذر است

این ابرهای بزرگ باز می آیند و تمامی هم ندارند ناراحت وچقدر قوی هستند قوی تر از اراده

من و تو قوی تراز قدرت اندیشه ی ما ابرهایی که مصیبت می بارند و آزادی را گل می

کنند .

باز کورسوی دیگری از امید را در حصار استبداد صغیر دفن کردند . باز میزان خواست

آنان بود ! باز بگو حضور سبز ! مدت هاست بهارحضورمان را پاییز جهل و دروغ  خزان

کرده .

مدام غصه می خوریم که این عنکبوت  کثیف چگونه پروانه های امیدمان را در تارهای

باور غلط گذشتگانمان اسیر کرده و می بلعد ...

ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از

باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.

...خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی

 

است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که

هفتاد سال برای آزادی نالید.

من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد.

 


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت : ٧:٤٢ ‎ق.ظ | نظرات ()

لحظه ها

نمی دانم چه حکمتی است میان اینهمه باید ها و نبایدهای دنیای فانی که هر چه

بیشتر می طلبی کمتر بدست می آوری و هر چه بیشتر صبوری می کنی بیشتر

سختی می بینی . این دنیا ترازوهایی دارد که هر چقدر وزن نبودنت در دنیا بیشتر

باشد  بالا تر می بردت. این را من  نمی گویم آنهایی می گویند که هنوز قدرت جاذبه

زمین را نمی دانند و نیروی جاذبه خودشان را دارند . آنهایی که سیب نخوردند چون میوه

ممنوعه را می پسندند

میان این لحظه ها که بین بودن و نبودنشان همین دمی است که من می نویسم

چقدر واژه کاشتم که هرگز نرویید . چقدر آرزو کردم که نشد

حالا می خواهی تو بیا می خواهی بگذار دیگری بیاید . وقتی حکمت در رفتن است می

رویم چه فرق است که  از پشت خنجر بخوریم یا از مقابل از دوست یا از دشمن


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳۸۸ ساعت : ۸:٠۱ ‎ق.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب