گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
من و عشق

من عاشق شدم . بی هیچ نشونه ای ! آرام و آهسته ...تا به خودم آمدم داستان

عشق تموم شده بود اما لذتش هنوز در بدنم هست بی هیچ تماسی یا بوسه ای

فقط کاش کمی طولانی تر بود . کاش کمی بیشتر ثبات داشت .

حالا من تنهام . هر وقت در طلب آمدی عاشق شو ! هر زمان به من نیاز داشتی

فکر کن و هر نوبت خواستی بیا ...قلب


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧ ساعت : ٥:٤٢ ‎ب.ظ | نظرات ()

دست جنون

سودای شعله شدن سر زد تا از خاکستر من

می ریزد دست جنون هر دو باده در ساغر من


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧ ساعت : ٦:٥۸ ‎ب.ظ | نظرات ()

تصویر من

وقتی نمی توانی تصور کنی ، تصور نکن ! حقیقت همین است ، وقتی

نمی توانی تغییرش دهی ، بیهوده سعی نکن ! آیینه غبار گرفته بود ، اما

صدایش به وضوح شنیده می شد ! کرم را بر می دارم به تصویر در آ

ینه می زنم ! تصویر غمگین می شود . باز می گوید حقیقت همین است

وقتی نمی توانی تغییرش دهی بیهوده سعی نکن!نمی خواهم صدایش

را بشنوم .

به اندازه گذر عمر به تصویر در آینه کرم می زنم . تصویر رنگ پریده تر می

شود . انگارکه مرده ! حرکتی می کند یعنی که من زنده ام . می گوید

وقتی نمی توانی تصورکنی تصور نکن .

بی روحی تصویر را با رنگهایی می پوشانم .فریاد می زند زیبایی حقیقت

به عریانی آن است آنرا مپوشان .چهره ام تغییر می کند .به انسان

دیگری تبدیل می شوم . تصویربغض می کند .اشک می ریزد

و آهسته می گوید هر وقت خواستی مرا به من برگردان

بی آنکه چیزی جز آنکه هستم بنمایی یا باشی . بگذار انسانها از چهره

ات قلبت راببینند بی هیچ رنگی و واسطی...


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧ ساعت : ٧:٢۳ ‎ب.ظ | نظرات ()

من خوشحالم

این دل غم دیده حالش به شود دل بد مکن

وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

 

امشب حالم خیلی خوبه . 40 صفحه برنامه سازی پیشرفته خوندم . 

لبخند


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧ ساعت : ٩:۳٩ ‎ب.ظ | نظرات ()

 
کم کم دارم کم میارم . هیچ وقت مدت ناراحتیم اینقدر طولانی نمی شد . خیلی کم گریه می کنم .بیشتر مواقعیه که وبلاگمو آپ می کنم .شدیدا احساس بی کسی و تنهایی می کنم . نسبت به بقیه آدما حس خوبی ندارم . فکر می کنم نقش مهمی تو بوجود اومدن این روزای تلخ داشتن . خوابم خیلی کم شده . بیشتر کابوس هست تا خواب . فکر نمی کنم مسافرتم بهترم کنه .
برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧ ساعت : ٥:٤٥ ‎ق.ظ | نظرات ()

روزگار
روزگارم نام داد و کامرانی را گرفت / تا زبانم داد شوق همزبانی را گرفت / گفتمش خواهم گل صد آرزو آرم به چنگ / گل فراوان داد ذوق باغبانی را گرفت * هنوز ناراحتم خدا چرا کاری نمی کنی ؟ چرا ناراحتیم ناراحتت نمی کنه ؟ چرا اشکام دلتو نمی سوزونه ؟ چرا منو یادت رفت ؟
برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧ ساعت : ٧:۳٥ ‎ب.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب