گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
من عاشق شغلمم
مدرسه ها هم داره تعطیل می شه...
 
 چقدر خوب!  دیگه حوصله نداشتم یک ساعت دیگه درس بدم .
 
 اونم به این نوابغ ! همه حافظه شون سر جمع کوتاه مدته . از این طرف
 
 درس می دی از اون طرف یادشون می ره! اینا می خوان مملکت رو بسازن !
 
 بی چاره مملکت ما !
 
 این جمعه امتحان میان ترم مکانیک دارم .خدایی هیچ چی حالیم نیست .
 
 این ترمو خدا به خیر بگذرونه!  استادمون ماهه ولی سوالارو وزارت علوم طرح
 
 می کنه . اینگده سخته !!!
 
خدا کنه مدرسمون یه شیفت بشه  اونوقت سه روز میرم مدرسه
 
 فکر اینکه باید 20 سال دیگه خدمت کنم تنم رو می لرزونه
 
 اونم با این دخترا !

برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت : ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نظرات ()

اعتیاد ....
همه ما وارثیم وارث عذاب عشق
 
 سهم اون کس بیشتره که بشه خراب عشق...(ستار)
 
امشب داشتم به خونه بر می گشتم نزدیک یه داروخانه یه جوان حدود 21 یا 22 ساله رو دیدم 
 
 یه سرنگ تو دستش بود . اون یه جوان تزریقی بود . یه چیزی تو دلم یخ کرد جلوی چشمام
 
سیاهی رفت و به سختی تعادلم رو حفظ کردم . چرا چرا جوونای ما اینطوری میشن خدا .
 
این جوان چه پتانسیلی  بود که می تونست بالفعل بشه اگه خیلی چیزا تو مملکت ما درست بود
 
 این دومین  بار بود یه همچین صحنه ایی می دیدم بار اول تو پارک بود و یه پسر 14 یا 15 ساله که
 
 افتضاح معتاد بود و روی زمین ولو شده بود .
 
 دارم فکر می کنم اگه همه چیز و همه کس با هم نابود بشه  شاید درد این غم بزرگ کمی سهل تر بشه
 
 حداقل نیستیم که ببینیم . ابلهانه است نه؟ ....
 
 امروز کتابایی که باید تدریس می کردم تموم شد . 14 تا کتاب ! یه بار بزرگ بود رو دوشم .
 
 خدایا شکر  که تونسم این بار بزرگ را به درستی به منزل برسانم. امیدوارم درسای دانشگاهم
 
 رو پاس کنم . از بس که سخته .
 
 

برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت : ٩:۱۱ ‎ب.ظ | نظرات ()

تقدیم به...
تقدیم به عزیزترین کسانی که در زندگیم داشتم
 
 به کسانی که روح و جسم مرا پروراندند با آنان که به من آرامش بخشیدند
 
 صبوریم آموختند سخت ترین درس های زندگیم را با صلابت به من فهماندند
 
 تقدیم به آنان که مرا بنده خود ساختند اگر سزاوار بندگی درگاهشان را داشته باشم
 
تقدیم به آنان که در سکوت زندگی می کنند و در سکوت جاودانه می شوند
 
 سروهایی که فرو نمی افتند و سرفراز می مانند تا  زمانیکه آسمان چتر آفتابشان است
 
 خانم ها : زرجام - اسلامی-راحله - موسوی- محمدپور -سیفی-محمدی-رمضانی-
 
 حسینی-احمدخواه-احمدزاده-خلیلی- عباسی-عباسی-محمدپور- پیرایش-پیرشاه-
 
 یوسفی-صادقی -مهریزی-آل بویه- معمار - حسن پور-حسن -مصلی-پوزشی
 
 وتمامی اساتید دانشگاهم  و تمام کسانی که گذار روزگار از ذهنم نامتان را زدوده
 
 تا زمانی که زندگی خواهم کرد فراموش نمی کنم که آنچه اکنون دارم نتیجه تلاش دیروزهای
 
شماست
 
 
 

برچسب‌ها: معلم
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت : ٧:۳۳ ‎ب.ظ | نظرات ()

کوه درد
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
 
 به یک پرواز بی هنگام کردم  مبتلا خود را
 
 نه دستی داشتم بر سر نه پایی داشتم در گل
 
 به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را...
وحشی بافقی
 
 چه روزای سختیه ! خدایابه من توانایی ده تا بپذیرم که نمی توانم بعضی چیزها را تغییر دهم.
 
 انگار تو یه دریاچه یخم . همه چیز یه لحظه بود ولی حالا که بی حسیم رفته .پر از دردم  دردهایی
 
 فقط  خود انسان باید رنجشو تحمل کنه . بعضی وقتا گلوم پر بغض می شه به خودم می گم
 
 اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش....یاد این شعر بخیر یاد اونی که این شعرو دوست  

داشت بخیر . آرزو می کردم که تو خواننده شعرم باشی. کاشکی شعرمرا می خواندی <مصدق>

 

برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت : ٦:٥۳ ‎ق.ظ | نظرات ()

دلم گرفته ایدوست
 
 دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من
 
 گر از قفس گریزم کجاروم کجا من؟
 
 کجا روم که راهی به گلشنی ندیدم
 
 که دیده برگشودم به کنج آشنا من
 
 نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من نیز
 
 چو تخته پاره بر موج رهارها رها من

برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت : ٩:٢۳ ‎ب.ظ | نظرات ()

 

چه سود از این همه خوبی؟ که بی تو خاطر من
 
غبار غم به سر روزگار می پاشد.




برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت : ۸:٤٧ ‎ب.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب