گل کاغذی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
من زن ایرانی
من زن ایرانی اهل خود ویرانی

آینه ی دق کرده بس که هق هق کرده

مثل یک کوه یخ میچکم در مطبخ

از سپاه تسلیم روز و شب بی تقویم

من پر از تنهایی وحشت از زیبایی

در نمد پیچیده بی هوا پوسیده

بره قربانی ابرک بارانی

بر تن یاس سپید سفره جای قلاب کمر می سوزد

لب فریاد مرا می دوزد سیره سیرم٬ سیر از مشت و لگد

برده داران حقیر مرگ بو بر سر بازار عاشق می کُشند

خواب مخمل را بر هم می زنند این کنیزکان خواهر منند



آی مَردم٬ مُردم باز هم سر خوردم

مُردم از مَرد بد نامرد من به خود نه ٬ که به زن بد کردم

آی مَردم٬ مُردم باز هم سر خوردم

مُردم از مَرد بد نامرد من به خود نه ٬ که به زن بد کردم

برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧ ساعت : ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ | نظرات ()

هوای تازه ....
یا غی یم من یا غی یم من
من به ناموس قرون بردگی ها
یاغی یم من یا غی یم من
کو بگیرندم بسوزندم
کو به دار آرزوهایم بیاویزند
من از این پس یاغیم من یاغیم دیگر
من از این پس
تن تازه لب تازه شراب تازه
عشق تازه می خواهم
من به هر دم
با هر نفس یک آرزوی تازه می خواهم
قلب من با هر نفس یک شوق یا یک درد بی اندازه می خواهد
یا غی یم من یا غی یم من
من به ناموس قرون بردگی ها
یاغی یم من یا غی یم من
من از این آرامش سنگین و صامت آسی یم دیگر
من از این آهنگ یکسان و مکرر آسی یم دیگر
من سرودی تازه می خواهم
جنبشی شوری نشاطی نغمه ای فریادهایی تازه می خواهم
آفتابم که یک جا یک زمان ساکن نمی مانم
با پر زرین افق پیمای روح خویش
من تن فکر همه گلهای وحشی را نوازش میکنم هر روز
قلب من با هر نفس یک شوق یا یک درد بی اندازه می خواهد
یا غی یم من یا غی یم من
من به ناموس قرون بردگی ها
یاغی یم من یا غی یم من
------------
-

برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٧ ساعت : ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نظرات ()

اتفاق

 

اتفاقی ساده ام

وقتی می افتم دو نیم میشوم

نیمی را باد می برد

نیمی را مردی که دوستش دارم


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٧ ساعت : ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نظرات ()

اتحاد

آنچه آتش به دلم می زند

 اینک  ، هردم

سرنوشت بشر است

داده با تلخی غم های دگر دست به هم

بار این درد و دریغ است که ما

تیرهامان به هدف نیک رسیده است ولی

دست هامان نرسیده است به هم


برچسب‌ها:
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧ ساعت : ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ | نظرات ()

لحظه تحویل سال برای من..

امسال تحویل سال نو ساعت حدودا ۹:۱۸ دقیقه بود . حقیقتش باید از دیشب شروع کنم

تازه چشام روی هم رفته بود و اولای خوابم بود که یک صدای مهیب همراه با نور شدیدی

خوابمو خراب کرد . دقیقا مثل انفجار بمب بود. از خواب بلند شدم و با سرعت به سمت در

خروجی اتاقم رفتم ولی زود برگشتم آخه کامپیوترم از برق در نیاورده بودم .

قلبم تند می زد و خیلی ترسیده بودم . جرقه های آتش خیابان رو روشن کرده بود . این

جرقه ها ناشی از افتادن یکی از کابلای ضخیم برق از روی تیر چراغ برقه که البته برای

صدمین بار رخ میده و باید یه چندا کشته بده تا اداره برق فکر اساسی بکنه.

بگذریم . دیشب به خیر گذشت صبح بعد از اتمام خرده کارای خونه روبروی تی وی نشسته

بودیم با خانواده محترم و منتظر تحویل سال نو بودیم که یکدفعه برق رفت . اصلا فکرشو

نمی کردیم.انگشت به دهن مونده بودیم گفتن بابا این چه وضعیه هم فایده نداشت . به

برادرم گفتم ساعت چنده ؟ گفت ۹:۱۶ یا ۱۷! دیگه مجبوری زنگ زدیم به یکی از اقوام و

گفتیم گوشی رو بزاره نزدیک تی وی تلفن ما هم رو آیفن بلافاصله گوینده گفت آغاز سال

۱۳۸۷ ....

ما که یه چند ساعتی از نعمت برق بی بهره بودیم . بعد فهمیدم مقام مععظظظظظم

رهبری امسالو سال نو آوری و توسعه نمی دونم چی چی اعلام کرده !

ما هم شاد از اینکه در تحویل سال نو چون بر اثر تحریم امنیتی از نعمت برق بی بهره بودیم

بالاجبارو ناخوداگاهانه با رهبر تله پاتی مختصری انجام داده و در تحویل سال ازخودمان

 نوآوری بروز وکردیم.

امید است ملت بزرگوار در تحریمات بزرگتر در عرصه جهانی از خود نوآوری های بدیع تری

بروز دهند.

ایامتان سبز . شادمانیتان پایدار و نوروز باستانیتان مبارک


برچسب‌ها: نوروز
نويسنده : گل کاغذی تاريخ : پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٧ ساعت : ٩:٢٢ ‎ب.ظ | نظرات ()

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزگاریست که چون من همه را طرح خاموشی در نقش لب است
صفحات دیگر
امکانات وب